خدایا خودت کمکم کن
خدایا به دادم برس
خدایا حوای ما را داشته باش
خدایا چرا ......
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
ایدئولوژی نولیبرال مجموعهای است از نوشتههای انتقادی متفکران عصر ما؛ چهرههایی با رویکرد انتقادی که در این کتاب آن آثاری از ایشان گرد آمده است که در آنها مستقیما به نقد فضای ایدئولوژیک نئولیبرالیسم در روزگار پرداختهاند. اسلاوی ژیژک، پیر بوردیو، مایکل لبو وتیز و دیوید هاروی از جمله نامهای شناخته شده این مجموعهاند. این کتاب را پرویز صداقت ترجمه کرده و گرد آورده است و انتشارات نگاه آن را به زوی منتشر خواهد کرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
|
|
«خود محوري» فزاينده، يكي از دستاوردهاي خطرناكي بود كه به دست جنبش روشنگري، خلق و پرورده شد. اين معضل به سست شدن ِ شيرازههاي جوامع انساني در غرب انجاميد. رنه دكارت در حكم مشهورش گفت: «من ميانديشم، پس هستم»، اين حكم در واقع به معناي نابودي «حوزه عمومي» است. حوزه عمومي فضايي است كه در آن «من» به «ما» تبديل ميشود يعني جامعه شكل ميگيرد، ولي درحكم دكارت كه به مثابه مانيفست روشنگري است، شرط وجود ِ «من» خود ِ «من» تلقي ميشود از اين رو «ديگران» زواييدند و نيازي به آنها نيست. همين شاخصه عاملي در ساخت گستردهترين تصوير از غرب شد، تصوير انزوا و تنهايي. هانا آرنت در مطالعات هستيشناسانهاش انواع تنهايي را از هم تميز ميدهد: اول تنهايي مثبت و به معناي با خود بودن كه تفكر به طور كلي در اين نوع تنهايي صورت ميگيرد؛ دوم تنهايي به معناي منزوي بودن و با ديگران نبودن كه نتيجه اش نابودي حوزه سياسي و عمومي زندگي در دولت خود كامه و اقتدارگراست؛ و سوم تنهايي به معناي با خود نبودن و با ديگران هم نبودن، تنهايي نوع سوم ويژگي تودههاي عظيم قرن بيستم است؛ و توتاليتريسم نيز پاسخي براي رهايي انسانها از اين وضع به شمار ميآيد. «در خود فرورفتگي» از عمده خصوصيات سرمايه داري است. ماكس وبر در تفاسير خود از رابطه مذهب و اقتصاد و جامعه، به اين نتيجه رسيد كه پروتستانيزم روح سرمايهداري است. سپس نشان داد كه پروتستانيزم باعث كم رنگ شدن فعاليتهاي جمعي مؤمنان مسيحي مثل كليسا رفتن شد و عاملي شد در اين جهت كه دين بدل به يك رابطه انفرادي و دونفره بين انسان و خداوند شود. به مرور زمان اين خصوصيت از صومعهها بيرون آمد و به زندگي روزمره انسانهاي غربي راه پيدا كرد، از آن پس مؤمن مسيحي فقط در برابر باريتعالي مسئول كارهايش بود نه در برابر كشيش، كليسا و يا جماعت مسيحي. از طرف ديگر، شهر نشيني و صنعتي شدن، شيوههاي سنتي زندگي را ويران كرد، و همراه آنها، مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي در باب شايست و ناشايست نيز فرو پاشيد. در اين شرايط جديد هيچ مجموعه روشن و نويني از ارزشها و هنجارها ايجاد نشد. اميل دوركيم اين وضعيت را «بيهنجاري» ناميد. مراد از آن شرايط اجتماعياي بود كه هيچ قاعده عام و روشني در باب چگونگي زندگي ميان مردم وجود نداشت. افراد ميكوشيدند تا شيوه زندگي خاص خود را ابداع كنند و در اين راه بسياريشان فرو ميپاشيدند. اريش فروم معتقد است كه آنچه در جامعه غربي روي داده است، ناپديد شدن گسترده ارزشهاي مشترك و پيوندهاي شخصي و اجتماعي راستين با ديگران است. انسان تودهاي كنوني، هر چند كه جزء جمعيتي است، اما جدا مانده و تنهاست؛ جز شعارها و ايدئولوژيهايي كه از رسانه گروهي دريافت ميكند هيچ اعتقاد ديگري ندارد تا با ديگران سهيمش كند. غرب ِ امروز با نوعي اتميزه شدن در جامعه روبهروست از اين رو جامعه بيشتر شبيه اجتماعي از تكه سنگهايي است كه كنار هم چيده شدهاند. يا همانطور كه فروم ميگويد جامعه بدل به «غبار بيسازماني از افراد» ميشود. جالب آنكه بر خلاف شعارهاي عصر روشنگري مبني بر سعادتمند شدن انسان به وسيله علم و تكنيك، امروز در غرب، در عوض ِ سعادت فزاينده با افزايش روان نژندي مواجه هستيم. منظور از روان نژندي افسردگي رواني خفيفتر از انواعي است كه در جنون يافت ميشود، اما به هر حال ذهن و تن را دچار وضعيت نامطلوبي ميكند. اروپاييان ديگر نميتوانند تصور كنند مردمان بدوي همانقدر سعادتمند هستند كه آنها روزي باور داشتند، اما با وجود اين، پيش رفت ِفناورانه نيز افزايش ِسعادت متعارف را تضمين نميكند. در اينجا پژواك مفهوم بيگانگي ماركس را حس ميكنيم؛ بيگانگي نسبت به ديگران و نيز بيگانگي با خود. تأكيد بيش از اندازه بر مفاهيمي چون (رقابت) در عرصه زندگي و مفهومي مثل (آزادي منفي) و از اين قبيل، باعث شده تا به فرد قبولانده شود كه او از زمان «پرتابشدگي» در زمين تنهاست و دائماً در حال رقابت با ديگران، اين هستيشناسي بورژوازي به نوعي داروينيسم در سطح جامعه منجر شده كه افراد را نه در كنار هم بلكه پشت به هم و يا در مقابل هم قرار داده است. هانا آرنت اين ويژگي را با مفهوم «جامعه فزونخواه بورژوايي» توضيح ميدهد و جامعه بورژوايي را چنين تعريف ميكند كه «شيوه و فلسفهاي از زندگي كه چنان مصرانه و منحصراً متمركز بر موفقيت و شكست فردي در رقابتي بيرحمانه است كه وظايف شهروندي در نظر مردم ديگر چيزي جز هدر دادن وقت و انرژي محدودشان نيست». فرد گرايي ظاهراً توسعه فردگراي رمانتيك قرن نوزدهم تا به آخرين حد است، اما آرنت آن را در بيان تنهايي افراد اتميزه شده در جامعهاي تودهاي دانست، وضعيتي كه بنا به داوري او، در برآمدن توتاليتريسم هم نقش داشت. آرنت معتقد بود جنبشهاي توتاليتر محصول تودهاي شدن جامعه و ذرهاي شدن فرد در عصر ماست. تودهها از ميان تكه پارههاي جامعهاي شديداً ذره ذره شده رشد كرده بودند، ويژگي اصلي انسان تودهاي... انزوا و نداشتن روابط اجتماعي به هنجار است. از نظر هانا آرنت انزواي انسان در نتيجه بيريشگي، ناچيزي، سرگشتگي و گسيختگي در جهان مدرن است. اورتگا يي گاست «امريكا» را بهشت انسان تودهاي ميدانست، انسان تودهاي از نظر او همان است كه شك و ترديد به خود راه نميدهد، زندگي او جريان دارد ولي بيهدف است و اسير روزمرگيها است. انسان تودهاي همان است كه توسط امپراتوريهاي رسانهاي كنترل ميشود و هرچه به خوردش ميدهند بيهيچ ترديدي ميپذيرد. امروز در غرب رسانهها در حكم «ماشين كنترل» انسان تودهاي عمل ميكنند. هر جامعهاي ارزشهايي دارد كه صور ذهني دسته جمعي افراد آن جامعه را تشكيل ميدهد، اين ارزشها در عين هويت بخشي به يكايك افراد جامعه، كار ويژه ايجاد همبستگي را هم دارا هستند. ولي با نفي اين ارزشهاي بنيادين افراد ديگر همساني و همبستگي و اشتراك نظري بين «خود» و «ديگران» نمييابند. اين حالت به ذرهاي شدن جامعه منجر ميشود. در وضعيتي اين چنين افراد دچار بيريشگي مفرط شده و زمينه براي وقوع پديدههايي مثل فاشيسم، نهيليسم، افسردگي و در نهايت حركتهاي تودهاي مهيا ميشود
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
ايمانوئل كانت، فيلسوف آلمانى عصر روشنگرى (قرن هجدهم)، كه شهرت بسزايى در فلسفه غرب دارد، از منظر تاريخ فلسفه سياسى، چندان از وزن و اعتبار برخوردار نيست. مورخان و مفسران انديشه سياسى، كه گزارشگر تاريخ تحولات اين حوزه از دانش بشرى هستند، غالبا گزارشى از انديشه سياسى او ارائه نمىكنند و يا به حداقل آن اكتفا مىكنند. چندوچون اين بىاعتنايى به كانتبه عنوان فيلسوف سياسى، تعيين كننده زمينه و جهتگيرى اين مقاله است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
خدایا خودت هوای ما رو داشته باش
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
۱- به طور كلى سياستمدارها در مقايسه با ساير تيپ هاى اجتماعى كمترين جذابيت را دارند.
۲- نه فقط با ادبيات فمينيستى، بلكه با ادبياتى كه زنانه ناميده مى شود هم مخالفم. ادبيات زنانه وجود ندارد، همان طور كه ادبيات مردانه وجود ندارد. تقسيم بندى هاى اين طورى غيرممكن است.
۳- جنسيت فقط يك بخش بسيار درونى از نگاه يك نويسنده را مى سازد. بسيار درونى تر از چيزهاى ديگر.
۴- اگر رمان را طورى بنويسى كه انگار مقاله روزنامه است، به رمان خيانت كرده اى.
روسا مونترو روزنامه نگار و نويسنده سوم ژانويه ۱۹۵۱ در مادريد به دنيا آمد. در يك خانواده متوسط پايين، در محله كواترو كامينوس. پدرش گاوباز بود ولى وقتى كه روسا چهار سال داشت اين كار را رها كرد تا يك كارگاه كاشى سازى به راه بينداز
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
كثرت گرايي سياسي از موضوعات جنجالي روشنفكري و سياسي دردنياي امروز است. به ويژه با پيدايي اصحاب قرارداد و قرارداد اجتماعي "ژان ژاك روسو" ، مساله كثرت سياسي در راس مباحث فكري قرار گرفته و تا كنون هم ادامه دارد. اينكه با حاكميت دموكراسي، حقوق اقليت چه مي شود، از دغدغه هاي فلاسفه سياسي همچون "جان استوارت ميل" و "الكسي دوتوكويل" بود. آنها به نوعي منتقد سيطره و جباريت اكثريت بر اقليت بودند. مي توان گفت كه انديشه غرب گرايانه به صورت جريان خودجوش پديد آمد كه ملغمهاي از علم و عمل بود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
یزید این چه کاری بود که کردی ؟
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
روز اول خرداد ۱۳۵۸ سخنگوي وزارت خارجه امريكا گفت روابط سرد تهران واشنگتن معلول حمايت طولاني آمريكا از رژيم گذشته ايران است .
تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران بيانگر اين مطلب است كه سلطه خارجي به عنوان يكي از عوامل بازدارنده توسعه سياسي كشور محسوب ميگردد. اين امر طي دو قرن اخير شتاب و گسترش بيشتري يافته است. مداخلات روسيه، انگلستان، فرانسه، ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروي، به عنوان عرصههاي سياه اما واقعي تاريخ ايران ميباشد. اين مداخلات، ذهنيت بدبينانهاي را در افكار عمومي و فرهنگ سياسي ايران بر جاي گذاشته است. در اين بين انقلاب اسلامي ايران نه تنها دست ابرقدرتها را از ايران كوتاه نمود بلكه تأثير بسزايي نيز در ميان اقوام و ملل ديگر در رابطه با سلطهستيزي بر جاي گذاشت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 8:1 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|
فواید سیگاری بودن
١ . سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص
بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید
کسب کنید.
۲ . وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین. به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگا
ر قولنج ریه تون رو گرفته باشن، یعنی ششتون حال میاد.
۳ . اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و
نسکافه پیدا کردن.
۴ . اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری، بیزاری، بیذاتی،
بیماری، سیرابی، لیوانی، خیشاحی (منظور همون خوشحالیه)، نیراحی (ناراحتی) و سایر
مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین .
۵ . اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی
پیدا کنین.
۶. اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص
نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین.
۷ . وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به
جیب بزنین .
۸ . اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش
میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو
به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید.
۹ . اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین
سراغش دلش براتون تنگ میشه.
۱۰ . اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه ، پشت بام، زیر
زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین بیشتر آشنا بشین.
۱۱ . وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین
انواع آدامسهای P.K ، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با
دندونای سفید مبدل بشین.
۱۲ . هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی
میکنه راحت بشین.
۱۳ . اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحت تر میتونین زندگی کنین
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط یاسرخوشنودی
|