تلخ ترین خواب من
زندگی تلخ ترین خواب من است
منم خسته از این خواب بلند
زندگی تلخ ترین خواب من است
منم خسته از این خواب بلند
نفس کشیدن که زندگی کردن نیست هر چیزی تو دنیا محبوب بود واسه ما فیلتر شد این که نشد زندگی
The vحال روزمون خوبه ولی تو باور نکن
آمريكا در كمكهاي عظيم مالي و نظامي خود به اسرائيل، حد و مرزي نميشناسد و هيچ شروطي را هم براي آن تعيين نميكند؛ اگر اين مساعدتها به ساير كشورها به صورت اقساط سه ماهه صورت ميگيرد و اگر از آنها خواسته ميشود، وجوه دريافت شده خود را در ايالات متحده هزينه كنند، اسرائيل از همه اين قيودات رها است.
اين حمايت گسترده، كه البته بايد پشتيباني كامل ديپلماتيك و رسانهاي را هم بدان افزود، با چه منطقي صورت ميگيرد؟ نويسنده، دلايلي را كه محافل صهيونيست آمريكايي مطرح ميكنند، يكي يكي نقد ميكند و نهايتاً نتيجه ميگيرد، هيچ دليل استراتژيكي و يا الزامات به اصطلاح اخلاقي نميتواند توجيهكننده اين حجم مساعدات به اسرائيل باشد مگر اينكه بگوييم، لابي قدرتمند صهيونيست در آمريكا پشت اين جريانات است.
افراد براي بيرون آمدن از وضع طبيعي، و بهويژه وضع جنگ، كه از پيامدهاي فقدان قدرت مشترك است، قراردادي كه منعقد ميكنند تا اجتماعي سياسي (Civil or political society) ايجاد كنند. قدرت سياسي، با اين قرارداد و توافق مردم و با اعتمادي كه آنان به داور مشترك تفويض ميكنند، ايجاد ميشود و آن اقتداري است كه بهگونهاي كه گذشت، نسبتي با «اقتدار پدر» ندارد. جان لاك، در نخستين رساله، توضيح مفصلي درباره ادعاي فيلمر آورده بود، اما، پيش از تبيين سرشت اجتماع سياسي، در فصل ششم از دومين رساله نيز بار ديگر اشارههايي را درباره تمايز ميان دوگونه قدرت ميآورد.
كاپيتولاسيون ماخوذ از لغت kapitulation به معناي قراردادهايي است كه به موجب آنها، شهروندان يك دولت در قلمرو دولتي ديگر از نظر امور حقوقي و كيفري، تابع قانونهاي كشور خود هستند و آن قانونها را كنسول آن دولت در محل اجرا ميكند، از اين رو آن را در فارسي حق قضاوت كنسولي نيز گفتهاند. روابط استعماري همواره حول محور «امتيازات»، شناسايي و تحليل شدهاند. در ميان انواع امتيازات واگذارشده به قدرتهاي استعماري، كاپيتولاسيون اهميت ويژهاي دارد. سلب حق قضاوت، صريحترين و شفافترين اقدام استعماري است كه بيانگر رويكرد استعمارگران به هويت مناطق تحت استعمار ميباشد. ازاينرو، عكسالعمل اين مناطق نسبت به آن نيز گوياي پويايي هويت آنهاست. در اين نوشتار، عملها و عكسالعملها در اين باره بررسي شدهاند؛ كنشها و واكنشهايي كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به لغو اين امتياز نامشروع انجاميد.
معناي كاپيتولاسيون كاپيتولاسيون ماخوذ از لغت kapitulation به معناي قراردادهايي است كه به موجب آنها، شهروندان يك دولت در قلمرو دولتي ديگر از نظر امور حقوقي و كيفري، تابع قانونهاي كشور خود هستند و آن قانونها را كنسول آن دولت در محل اجرا ميكند، از اين رو آن را در فارسي حق قضاوت كنسولي نيز گفتهاند. اينگونه قراردادها را اغلب دولتهاي اروپايي با دولتهاي آسيايي و افريقايي ميبستند، زيرا دستگاه قضايي اين كشورها را براي حمايت كافي از شهروندان خود توانا نميدانستند.[1] در رساله حقوق بينالملل خصوصي آمده است: «براي كاپيتولاسيون معاني مختلفي ذكر شده كه مهمترين آنها عبارتاند از: 1ــ كاپيتولاسيون در لغت به معناي فصلبندي و طبقهبندي مطالب است؛ 2ــ بعضي از اروپاييان ميگويند كاپيتولاسيون به معناي متاركه جنگ است، زيرا مسلمانان معتقدند كه بين كفار و مسلمين هيچوقت صلح دايمي نبايد وجود داشته باشد و به همين جهت، اين معاهدات درواقع جنگ بين كفار و مسلمين را متاركه كرده و به طور موقت صلحي بين آنان برقرار ميسازد؛ 3ــ كاپيتولاسيون عبارت است از معاهداتي كه به موجب آن بيگانگان حق اقامت در كشور ديگري را براي خود تحصيل و از برخي حقوق و مزايا به طور اختصاصي بهرهمند ميشوند و به عبارت ديگر كاپيتولاسيون عبارت است از حق قضاوت خارجيان در كشور بيگانه.»[2] |
یه روز خوب میاد که ما همو نکشیم به هم نگاه بد نکنیم
یه روز خوب میاد
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! به نیکی خوهم دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد